خانه / روانشناسی / چرا فکر می کنیم باید برای بچه زیاد وقت گذاشت

چرا فکر می کنیم باید برای بچه زیاد وقت گذاشت

چه راهکارهایی برای مقابله با بغلی شدن بچه وجود دارد؟


بچه‌ها انسان‌هایی با شخصیت مستقل هستند بنابراین نباید منتظر باشید که همه از یک راهکار استفاده کنند. گاها راهکارهایی در این باره ارائه می‌شود اما والدین باید بدانند که این راهکارها برای همه بچه‌ها نتیجه بخش. یا ممکن است مدتی تاثیر مثبت داشته باشند

و بعد دیگر بچه نسبت به آنها مقاومت نشان دهد. بهترین و موثرترین راهکارها را هر پدر و مادری با مدیریت لحظه، خلاقیت خود و استفاده از مهارت‌های کلامی ایجاد می‌کند. بچه‌ها خیلی راحت گول می‌خورند و ما می‌توانیم به راحتی آنها را با هر کار کوچکی هیجان زده کنیم. مثلا برای تشویق کودک به راه رفتن می‌توانید با او مسابقه دهید یا اگر در پاساژ مشغول خرید هستید او را با وعده پله برقی تشویق به حرکت کنید. کافی است که انرژی بگذارید و کلام خود را با هیجان و لحن مناسبی بیان کنید تا کودک با شما همراه شود.

قبلاً مردم پذیرفته بودند که ملال بخش بزرگی از زندگی است. خاطرات پیش از قرن ۲۱ سرشار از یکنواختی است. افراد طبقه مرفه، وقتی از پرسه‌زدن در سالن‌های پذیرایی خسته می‌شدند، به پیاده‌روی‌های طولانی می‌رفتند و دار و درخت‌ها را تماشا می‌کردند؛ سوار ماشین‌هایشان می‌شدند و بازهم دورتر می‌رفتند و درختان بیشتری را تماشا می‌کردند. آن‌هایی که مجبور بودند کار کنند، سخت‌تر کار می‌کردند. کار‌های صنعتی و کشاورزی بیش از حد کسالت‌بار بودند، و به نظر نمی‌رسید آدم‌های زیادی انتظار داشته باشند شغل‌شان ارضاکننده باشد. کودکان نیز انتظار چنین آینده‌هایی را داشتند و از همان عنفوان کودکی با آن اخت می‌شدند؛ بنابراین چیزی هم جز کتابخانه، درخت و بعد‌ها تلویزیونِ مضر در بعدازظهرها، در مخیله‌شان نمی‌گنجید.

 بهتر نیست یک پادکست خانوادگی درست کنیم؟ الان وقت مناسبی است که اجازه دهیم بچه‌ها در صندلی عقب آنقدر فورت‌نایت۲ بازی کنند تا مخ‌شان تاب بردارد؟ وقتی در دهۀ ۷۰ کودکان در راه بازگشت حوصله‌شان سر می‌رفت، والدین چه کار می‌کردند؟ هیچ! اجازه می‌دادند بوی بنزین خفه‌شان کند، خواهر و برادرهایشان را عذاب دهند، و، چون کمربند ایمنی واقعاً کارایی نداشت، می‌گذاشتند بچه‌ها با کمربند شکسته بازی کنند.

تابناک جوان،نی نی سایت

همچنین ببینید

فهمیدن دروغ افراد از ظاهر

دروغگوها به دلیل ترس از رسوا و شرمگین شدن تعادل احساسی درستی نداشته و حتی حرف‌های آنها کم و بیش ضد و نقیض است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *